الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
265
الغدير ( فارسي )
هيچ يك از ياران پيامبر تا بوبكر زنده بود با اين برداشت وى ناسازگارى ننمود و عمر - پسر خطاب - نخستين پدر بزرگ بود كه در جهان اسلام به مرده ريگ رسيد و خواست همهء دارائى پسر پسرش را ببرد و چيزى به برادران او ندهد ولى زيد و على به سراغ او آمده و گفتند تو چنين كارى نمىتوانى بكنى و تنها به اندازهء يكى از برادران بايد ببرى كه در اين زمينه نيز در جلد ششم ص 215 تا 218 از چاپ دوم به گستردگى سخن رانديم پس نخستين كسى كه در زمينهء بهرهء پدر بزرگ ، از راه خليفه بگشت جانشين خودش بود كه پس از وى سر كار آمد و عمر و على و عثمان و عبد اللَّه پسر عمر و زيد پسر ثابت و پسر مسعود را برداشتى ناساز با خليفه بود و مىگفتند برادران با بودن پدر بزرگ نيز بهره اى از مرده ريگ مىبرند ( 1 ) و اين سخن را مالك و اوزاعى و ابو يوسف و محمد و شافعى و ابن ابى ليلى نيز پذيرفتهاند ( 2 ) ( 3 ) گروه وابسته به خليفه بهانه اى براى او تراشيدهاند كه او پدر بزرگ را به جاى پدر مىدانسته و به سخن خداى برتر از همه چيز پشتگرم بوده كه : از كيش پدرتان ابراهيم پيروى كنيد ( 4 ) « و نيز آنجا كه گويد : « اى پسران آدم . . . ( 5 ) » زيرا به كار بردن واژهء پدر را براى پدر بزرگ به درستى استوارى بخشيده است . ولى بر هيچكس پوشيده نيست كه درستى اين گونه به كار بردن نمىتواند شالودهء آن باشد كه پدر و پدر بزرگ را در همهء دستورها يكسان بينگاريم ، نمىبينى به كار بردن واژهء مادر براى مادر بزرگ به راستى درست است و در شناساندن آن نيز گويند : « مادر بزرگ » ولى اين نتوانسته دست آويز گردد كه بهرهء او از
--> ( 1 ) ن - برگرديد به « صحيح بخارى » بخش بهرهء پدر بزرگ از مرده ريگ و نيز به « سنن دارمى » ج 2 ص 354 و « بداية المجتهد » ج 2 ص 340 ( 2 ) ن - « احكام القرآن » از جصاص ج 1 ص 94 « تفسير قرطبى » ج 5 ص 68 ( 3 ) ن - « تفسير قرطبى » ج 5 ص 68 ( 4 ) سورهء 22 آيهء 78 ( 5 ) سورهء 7 آيهء 26 و 27 و 31 و 35 و 172 و سورهء 17 آيهء 70